
پس بیاندیشیم هدف های استفاده از مذاکره همچون ابزار فریب و توطئه در عمل چه می تواند باشد؟
۱. استفاده از بازی مذاکره کنونی برای فشل کردن و انفعال ملی.
۲.ایجاد تردید ناگفته در ضمیر جمعی از عدم وجود راه جدی در اجرای تهدیدها و مقاومت فعال
۳.فرصت برای کوبیدن لبنان. همه می دانند آمریکا و رژیم صهیونی ، کاملا بازی مشترک استراتژیکی را پیش می برند . حال آمریکا به بهانه مذاکره و آتش بس ایران را از کمک و دفاع از متحد مقاومتش باز می دارد و از سوی دیگر لبنان با همدستی رئیس صهیونیست لبنان ، حزب الله و جنوب را تارو مار می کند و به کشتار می پردازد
۴. با ایجاد امنیت هوایی از امارات سیل سلاح به اسراییل حمل می شود
۵.از این فرصت آمریکا و اسراییل برای چینش جدید حمله زمینی و اشغال زمینی جزیره ایرانی استفاده کرده تا در موقعیت مناسب سربرنگاه حمله کنند .
۶. از ببن بردن فاصله پیروزمندانه وضعیت ایران با وضعیت حیران آنریکا و اسراییل هدف دیگر این مذاکرات فریب توانددبود
۷. کش دادن مذاکره و کم کردن فاصله پیشی گرفتن ایران هم ردیف پیش می برند .
۸.و بالاخره فرصت آتش بس فریب ، به سود صهیونیست ها ست . انان دوهفته از فشار رها می شوند و روحیه آنان از حبس در پناه گاهها و بی تابی حاصل از آن التیام می یابد و به تاب آوری شان افزوده می شود .
۹. حرکت خزنده امریکا پیرامون تنگه هرمز و نزدیک شدن به آن و ایده محاصره دریایی باز عدم زدن ناوهای محاصره کننده ، فرصتی است برای حمله دریایی به جزایر در وقت غافلگیرانه و تهاجمی از هوا و دریا
و.......
☆☆☆☆☆
اگر چنین است ، پس چه باید کرد؟
نگاه مخالف تسلیم طلبی ، یقین دارد نقشه شیاطین را باید به هم ریزد . اولا حال که اسراییل آتش بس را مراعات نمی کند ، چرا ابران متحدش را تنها می گذارد و تماشاگر حمله به او باقی می ماند ؟
ایران می تواند بگوید ، اگر عمل اسراییل ربطی به قرار داد آتش بسبین ایران و آمریکا ندارد . حمله ایران به اسراییل هم نباید ربطی به مذاکره داشته باشد . ما ضمن مذاکره با آمریکا به اسراییل حمله می کنیم .
دوم آن که به هر رو ایجاد طمع در ایران ابزار نیرنگ جنگی ترامپ است و نباید به آن ها که نقشه خاورمیانه بزرگ در سر دارند ، در هیچ وضعی اعتماد کرد .
اما پاره ای توئیت های کودکانه در فضای مجازی ادامه همان روحیه تسلیم طلبانه است که به شکل جدید و بهانه تازه ای ظاهر می شود . این که ما چاره ای جز مذاکره نداریم و تهدید به بمباران اتپی شده ایم . این خط چشم خود را به ۴۷ سال مقاومت امت و رهبری دو امام بزدگوار و ادامه آن مشی از سوی امام حاضر بسته است . خط تسلیم همواره بر برتری تکنولوژی دشمن تاکید کرده و ترسزده خواهان تسلیم بوده است . اما نکته ساده آن است که آمریکا و اسرائیل امروز اتمی نشده اند و ما در همه طول مقاومت علیه شیاطین واقف بودیم و اتکال به خدا و انجام تکلیف برهان ما برای نفی سرپرستی کفر ظالم بوده و امروز هم فرقی نکرده و بمب اتم هم نمی تواند مردم را به تسلیم وادارد و آمریکا گورش را می کند .
ما باید مراقب جنگ نرم در مذاکره باشیم . اگر مذاکره تجربه ها را به فراموشی بسپارد و به دام بازی آمریکا بیفتد آنان بخوبی از آن در جنگ ندم برای بی اعتمادی و سستی مقاومت مردمی سود می جویند .و حرف اذناب آمریکا در داخل موثر می افتد . حرف اینان امروز آن است که :
۱_:ما گفتیم مقاومت ممکن نیست و صلح ، در واقع پذیرش ربوبیت کفر جهانی و فرعونیت حاکم بر جهانبهترین راه
احمد میراحسان: حل است .
۲_ما گفتیم قدرت های جهانی مقاومت ناپذیرند و باید پذیرفت آنان ارباب دنیا هستند و هرکاری بخواهند می کنند و هروقت بخواهند هر کسی را می کشند و زنده نگاه می دارند و انقلاب راه می اندازند و انقلاب ها را واژگون می کنند و حکومت ها را عوض می کنند .و حالا هم هروقت خواستند دانشمندان و برترین رهبران انقلاب اسلامی را به قتل رساندند و اگر کسی را نگاه می دارند حتما نفعی برایشان دارد .
آنان هستند که انقلاب اسلامی راه انداختند تا در منطقه از ایران لولو خور خوره بسازند ، جنگ راه بیاندازند و انرژی کشورها را غارت کنند و سلاح خود را بفروشند و دوستی با اسرائیل را ممکن سازند و....آن ها هستند که ماجرای غزه را لنا نهادند تا آنجا را با خاک یکسان و فلسطینی ها را بکوچانند و کریدور هندی اسرائیلی عربستانی به اروپا و آمریکا را راه بیاندازند ......
۳_ما گفتیم در باره مناسبات سیاسی واقع بین باشیم و منافع اقتصادی را که پایه سیاست هاست درک کنیم و از شعارهای آسمانی دست بشویبم و مروم را سرگرم شعارهای ایدئولوژیک و دفاع از حرمین و و عاشورا و اسلام و رویاهای آخرالرزمانی نکنیم .حالا مجبور شدید از کریدور آیمک سخن بگوئید و این همه هیاهو را کنار بگذارید و....
☆☆☆☆☆
آیا این سخن درست است ؟ آیا حقیقت همان است که اینان می گویند ؟ یا با پیدا شدن دشواری و خطر فرصت یافته اند که همصدا با دشمن مردم را ترسزده و مرغوب و نومید کنند و سیاست بردگی را توجیه نمایند ؟
واگر دروغ می گویند ، چرا حرف شان ناراست است و از چهشگردهایی برای برحق جلوه دادنخط نوکری و سازش سود می جویند .
۱_ آنان دروغ می گویند و اولین دروغین تحریف نگرش خط مقاومت است . جهاد با کفر و باطل و دفاع از حق و آرمان ، در اسلام، از زمان رسول الله تا امروز همواره آمیزه جدا ناپذیر حقیقت و حقوق دنیوی و آخروی بوده است و چنین نبود که انجامتکلیف عبودیت در اسلام تنها در قلمرو امور معنوی باشد و امر به معروف و نهی از منکر و حلال و حرام شامل همه امور مادی ومعنوی می شود . پس در انقلاب اسلامی هم قیام برای توحید و عبودیت جدا ناپذیر از مبارزه برای استقلال و علیه وابستگی به قدرت اجنبی سلطه جو بود .مبارزه با کاپیتولاسیون در همان حال مبارزه برای توحید و علیه بت پرستی بود .امروز هم مبارزه مرگ و زندگی برای نفی سیطره کفر در همان حال مبارزه علیه توطئه تاسیس کریدور اسرائیلی ، برای تسلط بر مسلمانان است .این شگرد دوقطبی سازی برای فریب مردم نمایش دیگر رنگ ندارد .
۲_توانایی تکنولوژیک دشمن ولو شکست و شهادت ما ، دلیل حقانیت او نیست توان ترور همه رهبران جهاد حق علیه باطل ، دلیل عدم حقانیت یک جهاد نیست در برهه ای راه بقای حق در هستی زمینی بشریت جانبازی و پذیرش شهادت است .و شکست ظاهری دلیل پیروزی دشمن نیست . داشتن بمپ اتم دلیل تسلیم نیست
وقتی شهادت ها جهانی را بیدار می کند این بیداری دریای شکافته و گور ظالمان و قدرت های فرعونی و ناممکنی ادامه حیات و حقانیت شان برای زندگی است .
۳_موصوع آن است که بندگان خالص خدا با منافقان و بی ایمانان و مشرکان در دو عالم جدا از هم زندگی می کنند .آنان خدا را حذف کرده اما خدا قادر مطلق و اراده مطلق حذف ناشدنی است .آنان به سنت ها و قوانین و مدد های الهی باور ندارند در حالی که او دم به دم او در حال آفرینش است و تنها موُثر در دنیا اوست . پس عقل عبد با عقل مدرن که سرچشمه عقل را نفی کرده ، یکی نیست . ما از شهادتنمی ترسیم هر روز ما در صحرای کربلا زندگی می کنیم وما را تکهتکه هم بکنید باز خدا پیروز است وپیروزی خدا ، ما چه کشته شویم یا زنده بمانیم همان پیروزی ماست زیراشما ای دشمنان ،خبیث و پلشت و باطل و خونریز و درنده و کودککش هستید و ما ار جمال و جلال الهی و از حق و از آدمیت و از عبودیت حق تعالی و آبادانی و سعادت و صلح و عدالت و آزادگی.... دفاع می کنیم .